ماشینهای صاحبنظر یک ضعف مهم دارند و احتمالاً راه حل شکست دادن آنها تکیه بر همین ضعف است. آن ضعف مهم آن است که آنها آدم نیستند! بله! آنها خیلی از تواناییهای یک انسان را ندارند. تواناییهای بسیاری از این روباتها محدود به پیدا کردن جعبههای متنی، تشخیص نوع دادهای که باید آنها را با آن پر کنند و ارسال خودکار دادههای هرز است. بنابراین میتوان با ملزم کردن کاربری که فرم را پر میکند (مثلاً در حال ثبت نام برای ایجاد یک حساب ایمیل است یا در حال نظر دادن در یک وبلاگ است) به انجام کاری که به طور طبیعی از عهدهی یک انسان برمیآید و از عهدهی یک روبات برنمیآید کاری کنیم که روباتها نتوانند فرمها را پرکنند. این اساس روشی برای مقابله با اسپمها در قلمرو فرمهای الکترونیکی است که «کپچا» (CAPTCHA سرواژهی حروف ابتدایی عبارتی انگلیسی با ترجمهی آزمایش تورینگ [نام شخصی است، با تست تورینگ دانشجویان نرمافزار آشنایی دارند] کاملاً خودکار عمومی برای جداسازی انسان از کامپیوتر) نامیده میشود.
«کپچای تصویر متن» متداولترین نوع کپچاست. نرمافزارهای ارسال اسپم معمولاً توانایی پردازش تصویرها را ندارند. آنها حداکثر میتوانند الگوهای سادهی متنی را پیدا کنند. پس ما اگر در هر بار نمایش فرم یک تصویر تصادفی به کاربر نشان دهیم و از او بخواهیم برای ما بگوید داخل آن تصویر چه میبیند، کاربران انسانی -چون توانایی پردازش تصویرها را دارند- میتوانند مسئلهی «چه چیزی داخل تصویر است» را به آسانی حل کنند و نرمافزار ارسال اسپم نه. سادهترین چیزی که داخل تصاویر میتوان گذاشت متون سادهی چند حرفی یا تک کلمهای است که با ترفندهایی همچون مخدوش کردن تصویر با خطوط، نویز و اعوجاج زمینه از حالت متن ساده خارج شده است. در ضمن چون نرمافزاری که این تصویر را ایجاد میکند جواب مسأله را میداند آزمایش درستی پاسخ کاربر هم کاری ندارد. این روش، اساس کپچای تصویر متن است که این روزها در خیلی از سایتها در انواع مختلف جلوی چشممان ظاهر میشود.